«دیزباد وطن ماست»- روزنامه خراسان رضوی دیزباد را به عنوان یکی از مقاصد گردشگری معرفی کرد.
به گزارش این نشریه در دیزباد وطن ماست توجه فرمایید:در این پاییز زیبا، فرصتی خوب فراهم است برای زدن به جاده و به تماشا نشستن تغییرات طبیعت. اگر این آخر هفته هوس دارید که دل بکنید از رخوت خانه، پیشنهاد میکنیم سمتِ روستای دیزباد نیشابور بروید که پُر است از شگفتی.
یک روستای باسواد در دل کوه
دیزباد پر از توربینهای بادی است که وقتی به چند کیلومتری آن میرسید، تغییر ناگهانی دما را به خوبی حس میکنید و خنکای ناشی از آب و هوای مطبوع آن، حال و هوای روح و جسمتان را عوض میکند. روستای دیزباد بالا در 75 کیلومتری مشهد به سمت نیشابور واقع شده است، روستایی پلکانی با آداب و رسوم خاص و مردمانی مهمان نواز که حتی به عنوان یکی از باسوادترین روستاهای دنیا در یونسکو ثبت شده است.

روستای آسیابهای آبی
به گفته اهالی، گویا در قرن سوم هجری، دیزباد را به عنوان قصرالریح میشناختند. بعد از آن هم، این روستا به چهل اشکوب و کمی بعدتر هم به دیزباد تغییر نام داد. اما مهمترین عنوانی که این روستا در تاریخ چندین ساله خود یدک میکشد روستای آسیابهای آبی است که در زمان حمله مغولها به این نام شهرت یافت.
قدیمیها برایتان خواهند گفت که در زمان حمله مغولها به نیشابور، دیزباد یکی از روستاهایی بود که از این بلای خانمانسوز در امان ماند. به همین علت در مدت زمان کمی، به مرکز آسیاب گندمهای منطقه تبدیل شد و مردم از شهرها و روستاهای مختلف به این جا میآمدند تا گندمشان را آسیاب کنند. اما یک روایت جالب دیگر از این روستا، مربوط به حدود ۶۰ سال قبل است. میگویند که در آن دوره که شبها بیشتر روستاها غرق در تاریکی بود، دیزبادیان فانوسهایی را در معابر آویز کرده بودند تا ستارگان تنها روشنی دهنده نباشند و در فاصله زمانی اندکی اولین شبکه برق خصوصی روستا افتتاح شد. شغل اکثر مردم دیزباد باغداری است، نگاه باغداران دیزبادی به منابع تولید نگاهی نسبتا علمی است . جالب است بدانید هنوز هم بیشتر دیزبادیها شغل آبا و اجدادیشان یعنی باغداری را ادامه میدهند.
رقص رنگ در شکوه پاییزی
دیزباد یکی از معروفترین روستاهای پلکانی در ایران است با این تفاوت که پوشش جنگلی روستای دیزباد مثل ماسوله انبوه و سرسبز نیست. در فصل بهار انواع گلها و گیاهان دارویی مانند شاه تره، خاکشیر، گل ختمی، پرسیاوشان و... در ارتفاعات میروید و چشمانداز زیبایی در روستا ایجاد میکند. هرچند این سرسبزی و طراوت بیشتر در فصل بهار و تابستان دیده میشود اما همین موضوع باعث شده تا آب و هوای روستا در این دو فصل از سال، معتدل و بسیار دلپذیر و مطبوع باشد. اما شکوه پاییزی این روستا چیز دیگری است. آن قدر رنگ ریخته به تن طبیعت که شگفت زده خواهید شد.
همراه خودمان چی ببریم؟
همراه خود حتما لباس گرم داشته باشید. این حوالی هوا سرد است و در این روستا به واسطه توربینها سردتر. اگر حال و هوای کوهنوردی دارید که حتما تجهیزات ویژه آن را همراه ببرید. کفش کوهنوردی از همه مهمتر است.
اما مهمتر از همه اینها یک دوربین عکاسی است که میتواند طبیعت زیبای این منطقه و جاذبههای آن را ثبت و ضبط کند.
«دیزباد وطن ماست»- سایت مجله دلتا با عنوان دلتا پیام در یادداشت کوتاهی به یک گزارش تصویری و معرفی دیزباد وطن ما پرداخته است.
به گزارش دیزباد وطن ماست، دلتا پیام می نویسد: در ایران، مناطقی وجود دارد که گاهی با قدم گذاشتن در آنها، از این دنیا جدا میشویم و گویی پا به دنیای قصهها و رویاها گذاشتهایم. این مناطق انگشتشمار، هرکدام بنا به دلیل خاصی دستنیافتنی به نظر میرسند.
در بخش ایرانگردی امروز به سراغ روستای دیزباد بالا رفتهایم، یکی از همین مناطقی که انگار این جهانی نیستند، روستایی که همه مردم آن باسواد هستند و به همین دلیل آن را متمدنترین روستای ایران میدانند! در ادامه با مجله دلتا همراه باشید تا بیشتر با این روستا آشنا شویم.
موقعیت جغرافیایی روستای دیزباد بالا
وارد جاده نیشابور که میشوید و چشمتان به توربینهای بادی که میافتد، قدم به منطقه دیزباد گذاشتهاید. با گذشتن از رباط فخر داوود در ۶۲ کیلومتری مشهد به سمت راست بپیچید و ۱۳ کیلومتر دیگر را پشت سر بگذارید تا به روستای دیزباد بالا برسید. دیزباد پس از ماسوله، معروفترین روستای پلکانی ایران نیز هست.
اولین مدرسه روستا در سال ۱۳۱۲ تاسیس شد و ناصرخسرو نام داشت. این روستا، در سال ۱۳۴۸ به عنوان یکی از معدود روستاهایی که صد در صد باسواد است، در یونسکو به ثبت رسید و عجیب نیست که نخبگان فراوانی نیز از این روستا برخاسته باشند.
یکی دیگر از نکاتی که باعث شده این روستا، در میان سایر روستاهای ایران، جایگاه ویژهای داشته باشد، تفکیک زباله است! در این روستا نه تنها کسی حق ریختن زباله بر روی زمین را ندارد، بلکه مردم روستا خودشان را موظف میدانند که روستا را تمیز کنند و خیلی پیشتر از آنکه کسی به فکر تفکیک زباله بیفتد، آنها این کار را انجام میدادند.
بهشت عاشقان محیط زیست
وقتی وارد این روستا میشوید، تابلوی جالبی را خواهید دید که روی آن نوشته شده :«مبادا شکار، مبادا تبر بر درخت و بهار، محیط و زمین را نکو پاکدار.» این، شعار مردم روستاست. نکته دیگری که در همان ابتدای ورود به روستا توجه شما را به خود جلب خواهد کرد، نمادی عجیب به شکل DNA است که بر روی یک بلندی نصب شده است. در قسمت بالایی این DNA، یک لانه کبوتر و یک قلم به چشم میخورد که به این معناست که فرهنگ حفاظت از محیط زیست، چیزیست که در ژن مردم دیزباد بالا وجود داشته و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.

سایر عجایب روستا
۱. آرمانی در این روستا وجود دارد که اولین بند این آرمان این است که کسی حق ندارد در این روستا درخت بلند قد را قطع کند. میگویند پرندهها بر درختان بلند قد بیشتر لانه میکنند چون امنیت دارند و هر چه حال پرندهها بهتر باشد، آن پرندهها کرم خراط گردو و گیلاس را میخورند و دیگر نیازی نیست سم شیمیایی برای آفت بزنیم.
۲. در این روستا اگر کسی در مزرعه استخری دارد، موظف است حتماً چند تکه چوب در استخر بیندازد که اگر پرندهای خواست آب بخورد غرق نشود.
۳. شورای روستا تصویب کرده است که اگر کسی میخواهد خانهای بسازد یا بخواهد خانه را مرمت کند، حتماً بخشی از خانه باید آشیان پرنده باشد. باورشان به این است که هر چه پرندهها حالشان در این روستا بهتر باشد، هم در قلمرویی که پرواز میکنند کود بهتری در زمین میپاشند و این کود میتواند حاصلخیزی خاک را افزایش دهد که دیگر نیازی به کود شیمیایی نیست و هم اینکه پرندهها با آفات مبارزه میکنند و نکته دیگر اینکه پرندهها با آوازی که میخوانند حال مردم را بهتر میکنند.
۴. در این روستا از تراکتور برای شخم زدن استفاده نمیکنند، در مواقع شخم سیبزمینی یا آلوی قطرهطلا در زمین جاسازی میکنند، گرازها به بهانه اینکه سیبزمینیها را پیدا کنند با پوزه قویشان خاک را زیر و رو میکنند، غذا را پیدا میکنند و زمین را هم آماده کشت و زرع کردهاند.
۵. در این روستا کسی شکارچی اجیر نمیکند که گرازها را بکشد تا به محصولات کشاورزیشان آسیب نرسد، بلکه موانع فیزیکی ایجاد کردهاند که گرازها نزدیک مزارع و درختهایشان نشوند.
«دیزباد وطن ماست»- هادی میرشاهی در نوشتار خود این بار به آثار و ابنیه تاریخی دیزباد پرداخته است. وی بخش های مختلفی را در یک نوشته کوتاه معرفی می کند که خواندنی است.
خانه کلو، برج محمدی (منزل حاج محمّد حسن دارافرین)، برج منزل مرحوم ملاّعبدالرزاق، برج پیش تختگاه، مزار کمر سیاه، داش ها، گورستانها، قلعه منصور یا پی تختگاه، سرپل یا قصرالریح، آسیابها، قلعه حسن، قلعه نو، (نوحصار و قلعه و مزار آن در بحثی جداگانه مطرح شده است)، فرت بافی، کُندُو، پرخَو، رَف، نردبان چوبی طبقات در منازل قدیمی و...
قلعه منصور: روبروی ده واقع در پی تختگاه و پشت برج که مخروبه آن قرار دارد.
در 1318 قمری مردی بنام منصور از تبار هندوستان برای تبلیغ مسیحیّت به دیزباد می آید. این مردکه خیلی زیرک و با هوش بوده همراه نقشه ای نقاطی ازقلعه منصور را مورد کاوش قرار می دهدکه ظاهرأ میخواسته قبری برای خودش احداث نماید.
آن شخص طبق نقشه گنج موردنظرش را استخراج و وقتی به هندوستان عزیمت می نماید سفارش می کند من نمی خواهم در ایران قبر داشته باشم آنرا دوستانم استفاده کنند. از آن تاریخ بنام قلعه منصور معروف شده است.
آسیابهایی که ریش سفیدان بیاد دارند و ازآنها نام می برندکه درسالهای اخیر کارمی کرده عبارتنداز:
آسیابهای: عبدالکریم، قنبر، سرمزار، خواجه بایزید، کربلایی نجم الدّین، آسیای نو سرراه کلدروفچه Cal droufcha می باشد.

«دیزباد وطن ماست»- یکی از رفتارهای دیزبادی ها اعتماد آنها به افرادی است که مسئولیت باغ هایشان را به آنها می دهند و گاهی این رفتار برای آنها دردسر سازی می شود.
این رفتار باعث شده است در ادبیات دیزباد نیز عبارت هرس تلفنی مطرح شود. شورای اسلامی دیزباد در متنی در باب هرس و هرس تلفنی می نویسد: هرس درخت محاسن بسیاری دارد از جمله:
هرس انواع مختلفی دارد که با توجه به سن و نوع درخت متفاوت می باشدکه صحبت در این موارد را به آینده موکول می کنیم و اما چیزی که هم اکنون در دیزباد اتفاق افتاده است، هرس تلفنی نام دارد که به قتل درخت بیشتر شباهت دارد تا هرس درخت.
از آنجائیکه اغلب دیزبادی ها در فصول پائیز و زمستان در شهرها به سر می برند، برخی از آنها ، هرس درختان را با یک تماس تلفنی به پیمانکار می سپارند و این "خوش انصاف ها" با توجه به غیبت صاحبان باغ و به دلیل سود بیشتر، اغلب تنه های اصلی درخت را قطع می کنند و آنچنان درخت را لخت می کنند که یا درخت خشک می شود و یا اینکه تا سال ها محصول نخواهد داد و باغ را به حدی زشت می کنند که گویا در آن باغ مورد اصابت توپ و خمپاره قرار گرفته است.
این افراد، آگاهانه همان کاری را می کنند که یکی از هم ده دیاران عزیز و مرحوم دیزبادی در 40 سال قبل، از سر بی اطلاعی انجام داده بود. او با یک تلفن صاحب باغ از مشهد و با ندانستن مفهوم هرس و (بجا) باغ طرف را به جای هرس تماما کف بر کرده بود .
متاسفانه این قضیه هم اکنون به شکلی بدتر ودر سطحی وسیع تکرار می شود لذا ضرورت دارد هم ده دیاران عزیز نسبت به مسائل مطروحه بی تفاوت نباشند، این مطلب مهم را جدی بگیرند، اشتباه برخی را تقلید نکنند و همچنین با احساس مسئولیت، موضوع را به دیگران نیز اطلاع رسانی کنند:

الف - حتی الامکان هر مالک درزمان هرس باغ خود، شخصا حضور داشته باشد و بر آن نظارت نماید.
ب - هرس باغ را به افراد مطمئن و آگاه به اصول هرس به سپارید واز افراد فرصت طلب و سودجو استفاده نکنید.
پ- همگام با هرس برخی درختان ، بویژه درختان کهنسال گیلاس ، همین امسال نهال جایگزین بکارید.
پ - به هیچ عنوان شاخه و برگ باقی مانده از هرس درختان را به داخل رودخانه نیندازید.
«دیزباد وطن ماست»- سیل هفتم فروردین ماه سال 98 خسارت فراوانی به باغات مسیر رودخانه دیزباد برجای گذاشت.
به گزارش دیزباد وطن ماست، این رویداد طبیعی بویژه در مسیر بازه چپ، بازه راه و رودخانه پایین وارد کرد.
در پی این سیل بسیاری از دیوارهای ساحلی تخریب شد، درختان زیادی واژگون شد، جاده اصلی در چهار نقطه تخریب شد و حدود 500 متر لوله آب آشامیدنی، از زیر خاک بیرون آمد و جمعا صدها میلیون تومان خسارت به بار آمد.
مسئولین روستا میزان خسارت تخمینی را برآورد و به بخشداری، جهاد کشاورزی، اداره راه و حمل و نقل جاده ای و همچنین اداره آب و فاضلاب روستائی اعلام کردند. در پی این اظهارات کارشناسان ذیربط بارها از دیزباد بازدید کردند. غالبا اظهار می شد که بخشی از خسارت ها توسط دولت پرداخت می شود.
متاسفانه علی رغم پیگیری های فراوان شورا و دهیاری تا کنون اقدامی صورت نگرفته و لذا تعدادی از باغداران با توجه به نزدیک شدن فصل سرما و احتمال جاری شدن سیل در بهار آینده اقدام به احداث دیوار ساحلی کردند. این کار در صورتی که ضوابط و مقررات آن رعایت شود، مورد تایید شورای اسلامی دیزباد است.
گفتنی است شورای اسلامی دیزباد، طی چند برنامه در مجالس عمومی به تمام خسارت دیدگان توصیه کرده اند بدون هماهنگی ادارات ذیربط و همچنین شورا و دهیاری و مالک باغ طرف مقابل، کاری انجام ندهند و حتما رعایت عرض مناسب بستر رودخانه و حریم آنرا اعمال کنند.
امید است این تجربه تلخ، درسی بزرگ برای ما و آیندگان باشد که همیشه توصیه های علمی کارشناسان را قبول نموده و اجرا کنیم.
